دوست نداشتن /duːst nædɒːʃtæn/ NounEnglishdislike한국어싫어하다Exampleاو تلاش نکرد که **ناپسندیاش** نسبت به رئیسش را پنهان کند.He did not try to hide his dislike of his boss.استفاده از ناپسندی لحنی رسمیتر از بیمیلی دارد.