نتیجه‌گیری کردن /nætijɛɡiːɾiː kær dæn/ Verb

English
conclude
한국어
결론짓다

Example

  • هیئت منصفه به نتیجه رسیدن (نتیجه گرفتن / استنتاج کردن / حکم دادن) که متهم بی‌گناه بود.
  • The jury concluded that the defendant was innocent.
  • استفاده از «به نتیجه رسیدن» برای حکم دادگاه بسیار طبیعی است.