انضباط /enzebɒːt/ NounEnglishdiscipline한국어자기관리Exampleمدرسه شهرت خوبی به خاطر سطح بالای **نظم و انضباط** دارد.The school has a reputation for high standards of discipline.استفاده از «نظم و انضباط» رایجترین ترکیب است.