اوباش /oʊˈbɒːʃ/ Noun

English
mob
한국어
폭도 (Mob)

Example

  • توده‌ی خشمگینِ [اوباش] در بیرون تالار شهر گرد آمدند.
  • The angry mob gathered outside the town hall.
  • استفاده از اوباش برای تأکید بر جنبه‌ی منفی و شورشی.