بدیهی /bædiːhiː/ AdjectiveEnglishobvious한국어당연하다 / 뻔하다Exampleمیدانم از او خوشت نمیآید، اما سعی کن این را [آشکارا] نکنی.I know you don't like her but try not to make it so obvious.استفاده از قید «آشکارا» برای بیان عمل پنهان نکردن احساسات.