پیرنگ /piːræŋɡ/ NounEnglishplot한국어줄거리Exampleپیگیری [پیرنگ] این فیلم کمی دشوار است.It's hard to follow the plot of the film.استفاده از 'پیگیری کردن' برای دنبال کردن داستان رایج است.