پوشاندن /puːʃɒːdæn/ AdjectiveEnglishcovered한국어덮이다 / 가려지다Exampleصورتش از خونِ پس از افتادن، **پوشیده** بود. (خونین / غرق در خون / آغشته به خون)His face was covered in blood after the fall.استفاده از 'پوشیده' در اینجا بسیار طبیعی و تصویری است.