عقب /æɢæb/ AdjectiveEnglishrear한국어후면 (Rear)Exampleلطفاً شیشههای پشتی (پشتِ) ماشین را چک کن پیش از حرکت.Check the rear windows before you drive.استفاده از 'پشتی' بسیار رایجتر و طبیعیتر از 'عقبی' در این بافت است.