رگ /ræɡ/ NounEnglishvein한국어정맥 (Vein) / 맥락 (Context/Vein)Exampleپرستار یک **رگِ** برجسته در ساعدش پیدا کرد. (رگِ / پیدا کرد / برجسته)The nurse found a prominent vein in his forearm.رگ در اینجا کاملاً بیولوژیک است و لحن صمیمی دارد.