جنگجو /dʒæŋɡdʒuː/ NounEnglishwarrior한국어전사Exampleرزمندهٔ باستانی از دهکده دفاع میکرد.The ancient warrior defended the village.استفاده از 'رزمنده' حس اصالت و شجاعت کلاسیک دارد.