عزم /æzm/ VerbEnglishresolve한국어결심(하다) / 해결(하다)Exampleباید این مسئلهی فنی را پیش از ضربالاجل [گشودن]؛ وگرنه کار لنگ میماند.We need to resolve this issue before the deadline.گشودن در اینجا بار معنایی رهایی از پیچیدگی دارد.