رها کردن /ɾæhɒː kærˈdæn/ VerbEnglishabandon한국어버리다Exampleتوله سگ توسط صاحبش [رها شد]؛ قلبی که دیگر امیدی نداشت.The puppy had been abandoned by its owner.رها کردن بار عاطفی سنگینی دارد.