روزمره /ruːz.mæ.re/ AdjectiveEnglisheveryday한국어일상Exampleاو مشکلاتِ روزمره را با سادگیِ [آسان/راحت/ساده] میگذراند.He handles everyday problems with ease.استفاده از صفت برای توصیف مشکلات رایج است.