سابقه /sɒːbeɢe/ NounEnglishprecedent한국어선례Exampleاین رأی، **رویه**ای برای پروندههای افترا در آینده **ایجاد کرد**.The ruling set a precedent for future libel cases.استفاده از «ایجاد کردن» یا «قرار دادن» برای 'set' در این بافت بسیار رایج است.