سفارت /sefɒːɾæt/ NounEnglishembassy한국어대사관Exampleسفارتِ [سفارت / نمایندگی سیاسی / مقر دیپلماتیک] بیانیهای درباره وضعیت منطقه صادر کرد.The embassy issued a travel warning for the region.استفاده از 'صادر کردن' برای بیانیه، رسمی و رایج است.