سخت /sæxt/ AdjectiveEnglishhard한국어힘들다Exampleانتخابِ بسیار «دشوار» بود. (دشوار / دشوار / دشوار) — از: It was a hard choice to make.It was a hard choice to make.در فارسی، «انتخاب سخت» رایجتر از «انتخاب دشوار» است.