سرزمین اصلی /særzæmiːne æsliː/ Noun
- English
- mainland
- 한국어
- 본토
Example
- لغوِ حرکتِ کشتی به سرزمین اصلی به دلیل وزش بادهای شدید، اِتفاق افتاد.
- The ferry service to the mainland was cancelled due to high winds.
- استفاده از «اتفاق افتادن» به جای «رخ داد» لحن مدرنتری دارد.