سفید /sefɪːd/ Adjective

English
white
한국어
하얗다

Example

  • او یک پیراهن **سفید** و اتوکشیده برای مصاحبه پوشیده بود.
  • She wore a crisp white shirt to the interview.
  • استفاده از صفت برای توصیف لباس رسمی.