شرط بستن /ʃært-bæstæn/ NounEnglishbet한국어내기하다 / 당연하지Exampleاو یک شرط سنگین در مسابقه نهایی باخت. — او یک [شرط] سنگین در مسابقه نهایی باخت.He lost a large bet on the final race.«سنگین» بار مالی یا اهمیت شرط را میرساند.