اسکی /eskiː/ AdjectiveEnglishski한국어스키Exampleمن یک کاپشنِ اسکیِ نو خریدم. (کاپشنِ [اسکی] / [برفی] / [سُر خوردنی])I bought a new ski jacket.در اینجا «اسکی» نقش مضافالی را دارد.