سوراخ /suːˈɾɒːx/ NounEnglishhole한국어구멍Exampleاو در باغچه یک سوراخ عمیق کند. (کندن / ایجاد کردن / ساختن)He dug a deep hole in the garden.«کندن» رایجترین فعل برای سوراخ فیزیکی است.