تقویت کردن /tæʁviːt kær dæn/ Verb

English
bolster
한국어
강화하다 / 북돋우다

Example

  • شواهد جدید به «یاری رساندن» استدلال او کمک کرد.
  • The new evidence helped bolster her argument.
  • استفاده از یاری رساندن برای انتقال حس حمایت فعال.