تحریف کردن /tæhriːf kær dæn/ VerbEnglishdistort한국어왜곡하다Exampleگرمای شدید، افق را «تحریف کرده بود».The heat haze distorted the horizon.استفاده از تحریف برای پدیدههای بصری، بسیار شاعرانه است.