تنها /tænˈhɒː/ Adjective

English
lonely
한국어
외롭다

Example

  • او تنها زندگی می‌کند و اغلب احساس **تنهایی** می‌کند.
  • She lives alone and often feels lonely.
  • تنهایی در اینجا به معنای وضعیت زیستن است که منجر به حس می‌شود.