تاریک /tɒːˈriːk/ AdjectiveEnglishdark한국어어두운 (暗い)Exampleاتاق تاریک بود، پس چراغ را روشن کردم (روشن کردن / فعال ساختن / به کار انداختن).The room was dark, so I turned on the lamp.در فرهنگ ایرانی، تاریکی شب یلدا نماد انتظار برای روشنایی است.