متمول /motamavvel/ Adjective

English
wealthy
한국어
부유하다

Example

  • او در محله‌ای که [ثروتمند] بودند بزرگ شد.
  • She grew up in a wealthy neighborhood.
  • استفاده از صفت برای توصیف محیط زندگی، بسیار رایج است.