تکه /tekke/ NounEnglishchunk한국어덩어리Exampleاو یک **تکه** شکلات را جدا کرد. (او یک **پاره** شکلات را جدا کرد / او یک **قطعه** شکلات را جدا کرد)He broke off a chunk of chocolate.در اینجا «تکه» کاملاً طبیعی است.