طولانی /tuːlɒːniː/ Adjective

English
lengthy
한국어
장황한

Example

  • جلسه به یک امر **طولانی** تبدیل شد. (مذاکرات / کشدار)
  • The meeting turned into a lengthy affair.
  • طولانی در اینجا بار معنایی خسته‌کننده دارد.