وابستگی /vɒːbæsteɡiː/ Noun
- English
- dependence
- 한국어
- 의존
Example
- رابطهی ما بر پایهی «وابستگی متقابل» بنا شده بود. (وابستگی / دلبستگی / تکیهگاه)
- Our relationship was based on mutual dependence.
- استفاده از «متقابل» برای نشان دادن دوطرفه بودن رابطه بسیار رایج است.