وحشت /væhʃæt/ NounEnglishhorror한국어공포Exampleفکر تنها ماندن، او را به **وحشت** انداخت.The thought of being left alone filled her with horror.استفاده از 'به وحشت انداختن' بسیار طبیعیتر از 'پر از وحشت شد' است.