وارد کردن /vɒːɾɛd kærˈdæn/ Noun

English
import
한국어
수입

Example

  • کشور به شدت به **واردات** مواد غذایی متکی است.
  • The country relies heavily on food imports.
  • واژه 'واردات' در اینجا کاملاً رایج و طبیعی است.