دستیار /dæstjɒːr/ NounEnglishaide한국어보좌관Exampleیاران کاخ سفید، اسناد توجیهی را آماده کردند.The White House aides prepared the briefing papers.یار (جمع: یاران) بار ادبی دارد و برای مقامات عالیرتبه مناسب است.