ذخیره‌سازی /zæxiːræˈsɒːziː/ Noun

English
storage
한국어
저장

Example

  • میزهایی که برای سهولتِ **انبارش**، تا می‌شوند.
  • Tables that fold flat for easy storage.
  • انبارش (انبار کردن) برای اشیاء فیزیکی بسیار رایج است.