آیین /ɒːˈjiːn/ Noun
- English
- ritual
- Nederlands
- ritueel
Example
- قبیله برای تضمین برداشت خوب، آیینِ باستانیِ شکرگزاری را به جا آوردند.
- The tribe performed an ancient ritual to ensure a good harvest.
- استفاده از 'به جا آوردن' برای اعمال رسمی بسیار رایج است.