عمداً /omdan/ Adverb
- English
- deliberately
- Nederlands
- opzettelijk
Example
- او تلفن همراهش را از روی عمد جا گذاشت تا سکوت را تجربه کند. (از روی عمد / آگاهانه / عمداً)
- She deliberately left her phone at home to enjoy the silence.
- استفاده از «از روی عمد» در اینجا بسیار طبیعی و صمیمی است.