آزادانه /ɒːzɒːˈdɒːnɛ/ Adverb
- English
- freely
- Nederlands
- vrijelijk
Example
- رئیسجمهور منتخبِ کشورمان به صورت **آزادانه** بر سر کار آمد.
- The country’s first freely elected president took office today.
- استفاده از «به صورت آزادانه» برای تأکید بر مشروعیت انتخاب.