گرفتن /ɡeɾeftæn/ فعلEnglishgetNederlandskrijgen / halen / wordenExampleمن امروز از دیو یک تماس تلفنی [به دست آوردن]؛ صبح بود.I got a call from Dave this morning.در فارسی، 'تماس گرفتن' رایجتر است تا 'تماس به دست آوردن'.