در ابتدا / اولش /dær ebteˈdɒː/ Adverb

English
initially
Nederlands
aanvankelijk

Example

  • در ابتدا، تیم نسبت به ابزارهای جدید هوش مصنوعی بدبین بود. (نخستین بار / در وهله اول / از همان اول)
  • Initially, the team was skeptical of the new AI tools.
  • استفاده از 'در ابتدا' برای شروع یک گزارش یا تحلیل بسیار رایج است.