داشتن /dɒːʃtæn/ Verb
- English
- have
- Nederlands
- hebben
Example
- او چشماندازی روشن [داشتن: برخوردار بودن / دارا بودن / داشتن] برای مسیر شغلی آیندهاش دارد.
- She has a clear vision for her future career.
- استفاده از «برخوردار بودن» لحن را کمی فاخرتر میکند.