دکمه /dokme/ NounEnglishbuttonNederlandsknopExampleدکمهی کُتِ مورد علاقهاش افتاد. (دکمه / گُز / کلید کوچک) — او یک دکمه از روی کتش گم کرد.She lost a button on her favorite coat.دکمه رایجترین و خنثیترین واژه است.