حتی /hættɒː/ Adverb

English
even
Nederlands
zelfs / even

Example

  • او حتی برای خداحافظی هم زنگ نزد. (حتی / به‌ویژه / ورای انتظار)
  • She didn't even call to say she wasn't coming.
  • تأکید بر عدم انجام کوچک‌ترین کار.