قورت دادن /ɢuːɾt dɒːdæn/ VerbEnglishswallowNederlandsslikkenExampleهمیشه غذایت را خوب بجو پیش از آنکه [فرو بردن]؛ این کار گوارش را آسان میکند.Always chew your food well before you swallow.تأکید بر عمل فیزیکی بلعیدن غذا.