گرفتن /ɡeɾeftæn/ Verb
- English
- catch
- Nederlands
- vangen
Example
- او توانست توپ را در هوا [گرفتن] — از دست دادن / رها کردن / پرتاب کردن — زیرا کلیدها در حال افتادن بودند.
- She managed to catch the keys as they fell.
- گرفتن در اینجا کاملاً طبیعی و رایج است.