تطبیقی /tætbijiː/ Adjective

English
comparative
Nederlands
relatief

Example

  • پناهندگان پس از عبور از مرز در امنیتِ **قیاسی** به سر می‌بردند. (امنیتِ نسبی)
  • The refugees lived in comparative safety after crossing the border.
  • در اینجا «قیاسی» یعنی امنیتی که در مقایسه با وضعیت پیشین قابل قبول است.