حمایت /hemɒːjæt/ Noun

English
support
Nederlands
steun / ondersteunen

Example

  • پشتیبانیِ عمومیِ قوی از سیاستِ جدید وجود دارد. (تأیید / یاری / همراهی)
  • There is strong public support for the new policy.
  • پشتیبانی در اینجا بار سیاسی و اجتماعی دارد.