کثیف /kæsˈiːf/ Adjective
- English
- dirty
- Nederlands
- vies
Example
- زانوهای بچهها پس از بازی در بیرون، با خاکِ کثیف (آلوده / لکهدار) به خانه بازگشتند.
- The children came home with dirty knees after playing outside.
- کثیفی زانو نشاندهنده بازی پرشور کودکان است.