احمق /æhmæʁ/ Adjective

English
stupid
Nederlands
stom

Example

  • فرستادن آن ایمیل یک اشتباه خَنگ بود. (ساده‌لوح / بی‌فکر / ناشیانه)
  • It was a stupid mistake to send that email.
  • استفاده از خَنگ در اینجا لحنی صمیمی دارد.