مجموعه /mædʒmuːˈæ/ Noun

English
collection
Nederlands
collectie

Example

  • او می‌خواست مجموعهٔ هنری عظیم خود را با دنیا به اشتراک بگذارد. (مجموعهٔ آثار / گنجینهٔ هنری / انباشتگاه هنری)
  • He wanted to share his vast art collection with the world.
  • در اینجا «مجموعه» بار معنایی مالکیت و ارزش دارد.