موعد / ناشی از /mo.æd/ Adjective

English
due
Nederlands
verschuldigd / te verwachten

Example

  • قطار قرار است ساعت پنج عصر [رسیدن] کند.
  • The train is due at 5 PM.
  • در اینجا، 'due' بیشتر به زمان رسیدن اشاره دارد تا بدهی.