نصب کردن /næsb kær.dæn/ Verb

English
install
Nederlands
installeren

Example

  • برنامه‌ریزی کرده‌اند که سیستم زهکشی جدید را [نصب کنند].
  • They're planning to install a new drainage system.
  • استفاده از «نصب کردن» برای زیرساخت‌های فیزیکی هم کاملاً طبیعی است.